.:. .:. HACK BOYS .:. .:.

 

من به بی سامانی باد را میمانم
من به سرگردانی ابر را میمانم
من به به اراستگی خندیدم
من زولیده به اراستگی خندیدم
شنگ طفلی اما
خواب نوشین کبوتر ها را در لانه اشقت
قصه بی سر و سامانی من
باد با برگ درختان میگفت
"چه تهی دستی مرد"
ابر باور میکرد!
من در اینه رخ خود دیم
و به تو حق دادم
اه می بینم اه میبینم
( تو به اندازه تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زی بایی تو غمگینم)



حمید مصدق


سلام برای اولین بار میخواهم با بازدید کننده های خودم صحبت کنم
میخواهم ازاتون یه سوال کنم می دونم شاید بعضی هاتون هم بگید دیوانست
چرا یه هکر نباید شعر تو وبلاگش بنویسه مگه کناه داره بابا به خدا منم دل
دارم منم میخواهم ازاد باشم من از این به بعد 'بعد هر درس اموزشی میخواهم
یه شعر از خمید مصدق بنویسم حتما تو نظرات بهم بگید که این کارو بکنم یا نه
ممنون احسان شیطون
+ احسان شیطون ; ٥:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۱
comment نظرات ()